پس از فوت شوهرم با پسری آشنا شدم که خودرویی داشت تا اینکه یک روز او و دوستش...

پس از فوت شوهرم با پسری آشنا شدم که خودرویی داشت تا اینکه یک روز او و دوستش...
از شوهر اولم خیری ندیدم و پس از فوت او بر اثر اعتیاد، دوباره ازدواج کردم  اما آن هم ثمری برایم نداشت.
زن جوان افسرده  در راهروی دادگاه خانواده ادامه می دهد: با هزار آرزو به خانه بخت رفتم اما خوشی های زندگی مشترکمان چند ماه  بیشتر دوام نیاورد و بعد از آن  روزهای تیره و تارم آغاز شد.
بعد ازگذشت  مدتی از زندگی مشترک‌مان متوجه شدم همسرم اعتیاد پیدا کرده و بدتر از همه به مواد صنعتی آلوده شده است.
اوایل چیزی به خانواده ام نگفتم و شوهرم را پنهانی در کمپ ترک اعتیاد بستری کردم اما هر بار بعد از بیرون آمدن از کمپ یک هفته بیشتر دوام نمی آورد و دوباره لغزش پیدا می کرد و به دنبال مصرف مواد می رفت.
 بعد از مدتی همسرم به مصرف مواد صنعتی رو آورد و روزی بر اثر مصرف بی رویه فوت کرد.
 بعد از فوت همسرم خورشید زندگی ام هم غروب کرد و زندگی ام دچار دست اندازهای زیادی شد. یک سال بعد از فوت همسر اولم به واسطه یکی از دوستانم با پسری که خود را دل باخته و عاشق من جلوه می داد آشنا شدم و او ادعا می کرد که صاحب شغل، خودرو و منزل است. بعد از گذشت مدتی از آشنایی مان به عقد موقت او درآمدم.
مدتی از نامزدی مان گذشت تا این که روزی، ناگهان دوستش از راه رسید و با داد و فریاد سر نامزدم گفت: چرا خودروی امانتی او را پس نداده است.
او ماشینش را از ما گرفت و رفت. با دیدن این صحنه گیج شده بودم و تازه  آن موقع بود که متوجه شدم نامزدم به من دروغ گفته و فقط هدفش سوءاستفاده بوده است.
 بعد از برملا شدن این ماجرا از همسر دومم به خاطر فریبکاری اش متنفر شدم و تصمیم گرفتم هنوز دیر نشده و تا بیشتر از این در باتلاق دروغ های او گیر نکرده ام به دادگاه خانواده بیایم تا با شکایت از او طلاقم را بگیرم و به دنبال زندگی تیره و تار خودم بروم تا ببینم دوباره روزگار چه نوشتی را برایم رقم می زند.
صدیقی


ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen