مرگ مشكوك مرد جوان در زندان اوين بررسي شد| هر سه مامور پرونده منكر كتك زدن متهم شدند

مرگ مشكوك مرد جوان در زندان اوين بررسي شد| هر سه مامور پرونده منكر كتك زدن متهم شدند

اخبارنوين: بهمن ماه سال 90 ماموران كلانتري نارمك براي دستگيري يك متهم به دم خانه او رفتند و پس از انتقالش به زندان، كمتر از يك هفته نگذشته بود كه مشخص شد او فوت شده است. ديروز صبح سه مامور كلانتري كه بنابر كيفرخواست موجود در پرونده در قتل متهم بوده اند در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شدند.


بهمن ماه سال 90 بود كه بازپرس كشيك قتل پايتخت در جريان يك فقره فوت مشكوك مردي جوان به هويت بهرام در اوين قرار گرفت. سريعا پس از اين اطلاع رساني اين موضوع، بازپرس به همراه تيمي از كارآگاهان جنايي به محل حادثه رفتند و مشخص شد متهم به تازگي از مرجع انتظامي به زندان انتقال يافته بود و در موقع تحويل گرفتن آثار ضرب و جرح شديد روي بدن متهم وجود داشت. به اين ترتيب جسد براي مشخص شدن علت اصلي فوت به پزشكي قانوني منتقل و تحقيقات در زمينه اين موضوع كليد زده شد.


اولياي دم مقتول با حضور در شعبه بازپرسي مربوطه شكايت خود را عليه ماموران كلانتري اعلام كردند و آنها مدعي بودند كه سه مامور نيروي انتظامي به خانه شان آمده و با كتك كاري و باتوم به جان پسرشان افتادند و بهرام را كه مريضي روحي و رواني داشت را به كلانتري بردند.


پس از اين سه مامور نيروي انتظامي كه براي دستگيري بهرام به خانه مقتول رفته بودند به دادسرا احضار شدند و آنها كه از ماموران كلانتري نارمك بودند ادعا كردند هيچ ضرب و جرحي صورت نگرفته و ادعاي اولياي دم را قبول ندارند. رسيدگي به پرونده با توجه به گزارش پزشكي قانوني كه علت فوت را ناشي از ضرب و جرح وارده به متوفي مي دانست وارد فاز جديدي شد و پرونده اين بار رنگ و بوي جنايي گرفت چراكه همسايگان نيز ديده بودند كه مقتول را ماموران انتظامي برده بودند اما اينكه آيا ماموران مقتول را كتك زده بودند يا خير مشخص نبود و تحقيقات بازپرس در اين زمينه كليد زده شد تا اينكه با انجام تحقيقات فراوان بالاخره كيفرخواست براي پرونده صادر شد و متهمين بالاخره ديروز صبح در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده حضور يافتند و جلسه اين محاكمه در سالن اجتماعات مجتمع امام خميني (ره) برگزار شد.


در ابتداي جلسه اولياي دم در جايگاه ايستادند و براي عاملان قتل فرزندشان درخواست قصاص كردند. پس از اين متهمين هركدام در جايگاه قرار گرفتند و به صورت جداگانه جرم خود را منكر شدند. متهم اول كه در جايگاه قرار گرفته بود گفت: من مكانيك بودم و به خاطر عشقم به اين شغل مامور نيروي انتظامي شدم. در كارم خيلي فشارها به من وارد شده است و اينكه رفتار خوب من با متهم برايتان غير قابل باور است را قبول ندارم. من خودم براي متهم سانديس خريدم و اين غير واقع نيست. يك بار يادم است كه متهمي لخت مادرزاد در خيابان در حال رفتن بود و موضوع را به من اعلام كردند. من وقتي آنجا رسيدم متوجه شدم او ديوانه است و براي او يك بطري آب خريدم چراكه دلم به حالش سوخته بود. در دفاع از خودم نيز مي توانم بگويم كه هيچ كتكي نزده ام و ادعاي اولياي دم را نيز قبول ندارم.


بعد از اين متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت و گفت: درست است كه هيكلم بزرگ است اما خصوصيات خشن اصلا ندارم. چرا وقتي مي گويم سانديس براي متهم خريديم باور نمي كنيد ما هم انسان هستيم و از همين آب و خاكيم. باور كنيد كه ما مقتول را كتك نزده ايم.


متهم رديف آخر نيز در جايگاه قرار گرفت و او هم تمامي اتهاماتش را منكر شد و گفت ما هيچ كسي را نكشته ايم. همسايه هاي متوفي جمع شده بودند و عليه او شكايت داشتند و دائم با ما تماس مي گرفتند كه چرا كاري براي معضل ما نمي كنيد. ما هم چاره اي نداشتيم جز اينكه برويم و او را بنابر شكايت همسايگانش بازداشت كنيم. همين كار را كرديم و حالا به خاطر اين موضوع پنج سال است كه ما خواب خوش نداشته ايم.


پس از اين اولياي دم دوباره به جايگاه فراخوانده شدند و قضات از آنها پرسيدند آيا اگر ماموران قسم بخورند كه چنين كاري نكرده اند مي پذيريد و مادر متوفي گفت: من هيچوقت نمي پذيرم كه آنها كاري نكرده باشند. آنها پسرم را با باتوم كتك زده اند و روي زمين او را كشيدند. صورتش سياه و كبود شده بود. خودمان رفتيم كلانتري و ديديم كه آنها چه بلايي سرش آورده بودند كه در نهايت پسرم به خاطر كتك هاي اين افراد كشته شد.


در انتهاي جلسه قضات وارد شور شدند تا براي سرنوشت متهمين و پرونده تصميم گيري كنند.



ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen