کبوتر باز از قتل پسر 11 ساله می گوید | او را به پشت بام بردم تا کبوتر نشانش دهم... + عکسی از متهم و محل حادثه

در دوران خردسالي در پارك رازي پسر جواني به زور به من تجاوز كرد. از آن روز به بعد وجودم را عقده گرفت و روز حادثه ابوالفضل را به بهانه ديدن كبوتر به خانه‌مان بردم و به خاطر اينكه او به سرنوشت من گرفتار نشود...

اخبارنوین: ابولفضل کوچولو به قتل رسید و همچنان دردهای جامعه ما بیشتر و بیشتر می شوند. آیا تمامی بر این قتل ها وجود دارد. یکی از تاثیر گذارترین قتل ها که باعث می شود جامعه تحت آن شدیدا ناراحت شود قتل بچه های کوچک است و بعد از آتنا و بنیتا، حالا نوبت به پسربچه 11 ساله ای رسیده است که مظلومانه در خانه یک کبوترباز شیطان صفت جان داده است.
به گزارش اخبارنوین،  هفدهم شهريور‌ماه، مردي هراسان به اداره پليس رفت و گفت پسر 11ساله‌اش ناپديد شده است. شاكي در توضيح ماجرا گفت: ابوالفضل امروز ظهر براي بازي همراه دوستانش به پارك محله‌مان رفته بود. او هميشه عصر پس از بازي با دوستانش به خانه بر مي‌گشت، اما امروز به خانه برنگشت. من براي انجام كاري به بيرون رفته بودم كه ابوالفضل را به خانه مادرم كه در این نزديكي است، بردم تا اينكه ساعتي قبل مادرم به من خبر داد كه ابوالفضل براي بازي به پارك رفته و به خانه برنگشته است. سپس همه پارك را زير رو كرديم، اما خبري از ابوالفضل نشد و دوستانش همه مي‌گفتند تا عصر داخل پارك با او بازي كرده و بعد به خانه‌هايشان رفته‌اند.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي محمد شهرياري، سرپرست دادسراي امور جنايي تهران براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي قرار گرفت.

پس از اين مأموران تحقيقات گسترده‌اي را براي پيدا كردن پسر گمشده آغاز كردند. بررسي‌ها نشان داد ابوالفضل همراه پدرش در حوالي خيابان زريبافان زندگي مي‌كند و مادرش وقتي او هشت‌ماهه بوده از پدرش جدا شده است. همچنين مشخص شد او روز حادثه از خانه مادر بزرگش براي بازي به پارك رفته و همسايه‌ها و نگهبان پارك هم او را تا عصر ديده‌اند، اما بعد از آن ناگهان به طرز مرموزي ناپديد شده است. مأموران در بررسي‌هاي تخصصي به رد پاي پسر 22 ساله‌اي به نام علي رسيدند كه در نزديكي پارك محل بازي ابوالفضل همراه مادرش زندگي مي‌كند. تحقيقات ميداني تيم جنايي نشان داد مظنون روز حادثه با پسر گمشده داخل پارك ديده شده است. مأموران در بازرسي بدني مظنون متوجه آثار زخمي روي دست وي شدند كه حكايت از اين داشت به احتمال زياد در درگيري زخمي شده است. بدين ترتيب يك روز بعد از حادثه، مأموران پسر 22 ساله را به دستور قاضي شهرياري بازداشت كردند.
متهم در بازجويي‌ها مدعي شد كه زخم روي دستش به خاطر خرد كردن گوشت مرغ بوده، اما وي در نهايت چهار روز بعد از حادثه به قتل پسر 11 ساله اعتراف كرد. متهم گفت: ابوالفضل را به بهانه ديدن كبوتر به پشت‌بام خانه‌شان برده و در لانه كبوتر با ضربات چاقو به قتل رسانده و يك‌روز بعد از آن جسد را همراه برادرش در بيابان‌هاي كيلومتر 55‌جاده قم رها كرده است. پس از اعتراف متهم مأموران برادر 35 ساله قاتل را بازداشت و با راهنمايي‌هاي متهم جسد ابوالفضل را در جاده قم كشف كردند. صبح روز پنج‌شنبه دو متهم به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شدند و از سوي قاضي محمد شهرياري و تيم جنايي مورد بازجويي قرار گرفتند.

برادر قاتل در بازجويي‌ها گفت: روز حادثه برادرم با من تماس گرفت و از من خواست به خانه پدري‌مان بروم. وقتي وارد خانه شدم با اين صحنه هولناك روبه‌رو شدم و تصميم گرفتم به برادرم كمك كنم تا گرفتار پليس نشود.

قاضي محمد شهرياري گفت: پس از اعلام خبر گمشدن پسر 11 ساله تيم جنايي در تحقيقات تخصصي به رد پاي پسر جواني رسيد كه مشخص شد روز حادثه همراه ابوالفضل ديده شده است. هر چند متهم در بازجويي‌ها اظهار بي‌اطلاعي مي‌كرد اما آثار بريدگي روي دست متهم كه مشخص بود زخم تازه‌اي است حكايت از اين داشت وي در سرنوشت پسر 11 ساله دست داشته تا اينكه در نهايت در بازجويي‌هاي فني اعتراف كرد با بيش از 50 ضربه چاقو پسر 11 ساله را به قتل رسانده و جسد او را همراه برادرش در كيلومتر 55 جاده قم رها كرده است.

گفت‌وگوي متهم در پاسخ به سؤالات تيم جنايي

خودت را معرفي كن‌؟
علي هستم 22 سال سن دارم.

به چه كار مشغولي‌؟
تازه سربازي‌ام تمام شده و بيكار بودم.

مجردي زندگي مي‌كردي‌؟
نه. پس از فوت پدرم همراه مادرم زندگي مي‌كنم.

روز حادثه مادرت خانه نبود‌؟
نه، مسافرت بود.
چرا دست به اين جنايت هولناك زدي‌؟
در دوران خردسالي در پارك رازي پسر جواني به زور به من تجاوز كرد. از آن روز به بعد وجودم را عقده گرفت و روز حادثه ابوالفضل را به بهانه ديدن كبوتر به خانه‌مان بردم و به خاطر اينكه او به سرنوشت من گرفتار نشود با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندم.

به او تجاوز نكردي‌؟
نه.

روز حادثه همسايه‌ها متوجه نشدند‌؟
ساختمان متعلق به خودمان است. در طبقه همكف من و مادرم زندگي مي‌كنيم و در طبقات ديگر هم دو برادر و خواهرم به همراه شوهرش زندگي مي‌كنند.

برادرت متأهل است‌؟
بله، برادرم يك فرزند پسر هم دارد.

چرا پسر برادرت را نكشتي‌؟
او مذهبي است مطمئن بودم براي او مشكلي پيش نمي‌آيد.

يعني شما از آينده افراد اطلاع داري‌؟
نه.

پس درباره انگيزه ات دروغ مي‌گويي‌؟
[ سكوت مي‌كند.]

با خانواده مقتول اختلاف داشتي‌؟
نه، اصلاً اختلاف نداشتم. حتي برادر بزرگم با پدر ابوالفضل رابطه دوستانه دارد.

پس ابوالفضل را مي‌شناختي‌؟
بله، بچه محل ما است و من هميشه او را در پارك مي‌ديدم.

درباره روز حادثه بگو‌؟
روز حادثه داخل پارك بودم كه ابوالفضل را ديدم. او را به بهانه ديدن كبوتر به پشت‌بام خانه‌مان بردم. آنجا با چاقو به او حمله كردم و بعد پيكر نيمه جانش را به خانه‌مان منتقل كردم و آنجا او را به قتل رساندم. وقتي فهميدم او فوت كرده جسد را با چسب و نايلون باند پيچي كردم و موضوع را به برادرم اطلاع دادم.

چرا به برادرت خبر دادي‌؟
مي‌خواستم به من كمك كند جسد را به بيرون ببريم. پس از حادثه فكرم كار نمي‌كرد.

بعد چه شد‌؟
برادرم وقتي به خانه ما آمد خيلي تعجب كرد، اما قول داد به من كمك كند. جسد را داخل چمداني گذاشتيم و بعد او به ترمينال جنوب رفت و خودروي پرايدي را به مبلغ 50 هزار تومان كرايه كرد. دو نفري همراه راننده با چمدان حامل جسد به طرف جاده قم رفتيم و در 55‌كيلو‌متري از خودرو پياده شديم و بعد از اينكه جسد را رها كرديم به تهران برگشتيم و چمدان را در يكي از ميدان‌هاي جنوبي شهر داخل خيابان رها كرديم.

درخواست دارم هر چه زودتر قاتل ابوالفضل را قصاص كنند
گريه امانش نمي‌دهد. هنوز باور ندارد كه پسر برادرش از سوي پسر همسايه‌شان به قتل رسيده است. به گفته خودش همه منتظر خبر خوشي بودند تا اينكه از طريق سايت‌ها و كانال‌هاي تلگرامي متوجه حادثه مي‌شوند. عمه مقتول اشك‌هاي صورتش را پاك مي‌كند و مي‌گويد: پس از حادثه تا ساعت 12 شب همه بستگان و همسايه‌ها كوچه به كوچه و خيابان به خيابان به جست‌وجوي ابوالفضل پرداختيم. اما اثري از او پيدا نكرديم تا اينكه نيمه‌هاي شب موضوع را به پليس خبر داديم. پس از اين ما هر روز به جست‌وجوي خود ادامه داديم و حتي در تلگرام و اينستا‌گرام هم صفحه‌اي به نام ابوالفضل درست كرديم و از مردم درخواست كمك كرديم. برادر قاتل در اين مدت پا به پاي برادرم و همسايه‌ها به دنبال ابوالفضل مي‌گشت در صورتي كه او خبر داشت برادرش چه جنايتي مرتكب شده و جسد را در كجا رها كرده‌اند. وي ادامه داد: ابوالفضل عاشق موسيقي و خوانندگي بود و براي ما مي‌خواند. ابوالفضل پسر پيش فعالي بود به طوريكه سال قبل كه در اربعين حسيني همراه پدرش راهي كربلا شده بود چندين بار در شهرهاي كاظمين، نجف وكربلا گم شده و ساعتي بعد پيدا ‌شد. اين بار همه فكر مي‌كرديم او به خانه برگردد.

بستگان مقتول به خانه قاتل هجوم آوردند

يكي از همسايه‌ها می گوید: قاتل همراه مادرش در اين خانه زندگي مي‌كنند. طبقات ديگر در اختيار برادرها و خواهر بزرگترش است. هر چند آنها از مدت‌ها قبل در اين محل زندگي مي‌كنند، اما به تازه‌گي خانه‌شان را به اين ساختمان آورده‌اند. قاتل خودش كبوتر‌باز است و كمي هم شر است، اما خانواده‌اش و برادر بزرگش آدم‌هاي خوبي هستند. ما تا حالا از آنها بدي نديده‌ايم. چند روز قبل ما متوجه گم شده ابوالفضل شديم و اصلاً فكر نمي‌كرديم كه علي، او را به قتل رسانده است. روزي كه ابوالفضل گم شده بود مادربزرگش به پارك آمد و از بچه‌ها سراغ او را مي‌گرفت. مادربزرگش گفت ابوالفضل قرار بوده براي مراسم عيد غدير به مسجد محل برود كه ناگهان گم مي‌شود. وي ادامه داد: پس از اينكه در سايت‌ها و كانال‌ها پخش شد، علي، پسر 11 ساله را به قتل رسانده تعدادي از بستگان نزديك ابوالفضل به خانه متهم هجوم آوردند و وسايل خانه آنها را تخريب كردند و قبل از آمدن مأموران پليس از محل فرار كردند.

مـطـالـب مـرتـبـط

ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen