ماجراي شوم سه پسر با دختري تنها در باغ جنوب تهران| دختر نوجوان پس از رهايي از باغ شوم دست به خودكشي زد

دختر نوجوان از سوي سه پسر جوان آزار شده بود و تصميم گرفت خودكشي كند اما....

اخبارنوين: پرونده دختر نوجوان كه از سه پسر جوان به اتهام آزار و اذيت شكايت كرده است در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران، با دستگير شدن يكي از متهمان مورد بررسي قرار گرفت.

به گزارش اخبارنوين، رسیدگی به این موضوع از روزی آغاز شد که خانواده دختر نوجوانی پای در اداره آگاهی در جنوب تهران گذاشتند و از سه پسر که به دخترشان تعرض کرده بودند شاکی شدند. براساس اظهارات دختر نوجوان که در پرونده درج شده است پسری عاشق او می شود و بعدا با کشیدن او در جایی خلوت به همراه دوستان ش او را مورد تجاوز قرار می دهند.
این دختر نوجوان در جایی از پرونده اظهار می كند: من سرکار می رفتم و دقیقا ساعت نه شب باید خانه می رسیدم اما روز واقعه دوستم به دنبال من آمد و با هم به خرید رفتیم. شب نیمه شعبان همین سال بود و وقتی که رسیدم به حوالی خانه مان حدودا ساعت 11 بود. دوست م از پیش من رفت و تا من به خانه م برسم یکی دو خیابان مانده بود. حوالی خانه یکدفعه یک پرشیای سفید رنگ جلوی پای م ایستاد و دو مرد چاقو به دست از ماشین پیاده شدند. من خیلی ترسیده بودم و به همین دلیل سوار ماشین شان شدم. آنها مرا با ماشین شان به باغی متروکه در همان حوالی جاده نظامی که خانه ما نیز در همان محدوده است بردند. در باغ خیلی خلوت بود و فقط یک نگهبان در کیوسک ش بود.
سپس این دختر نوجوان در حالیکه من و من می کرد به افسر بازجوی پرونده ش گفت: آنها به من در حالیکه چاقو دست شان داشتند و تهدیدم می کردند گفتند باید .... . همانجا در باغ یک ملحفه روی زمین پهن کرده بودند که این نشان از برنامه چینی شان از قبل بود. یکدفعه شروع کردند کاری را انجام دادند که من نمی توانستم بپذیرم اما چون به من می گفتند گوش ت را با چاقو می بریم صحبتی نکردم و تن به نيت شوم شان دادم. در همان حال نیز به یک پسر دیگر زنگ زدند و گفتند به آنجا بیاید. باورم نمی شد. یک پسر دیگر هم به آنها اضافه شده بود و من چاره ای نداشتم جز اینکه به خواسته كثيف آنها تن بدهم.
این دختر نوجوان که در جریان این اتفاق دست به خودكشي زده بود و مدت زماني را نیز در بيمارستان رواني امین آباد بستری بود ادامه داد: پس از این به خانه بازگشتم و دائما خیال می کردم که کثیف شده ام. نمی توانستم بپذیرم که این اتفاق رخ داده است و هی با خودم فکر و خیال می کردم تااینکه تصمیم گرفتم به زن داداش م همه چیز را بگویم و بعد از این ماجرا به گوش همه رسید و اتفاقی که نباید می افتاد افتاد.
در انتها پرونده ای در زمینه موضوع ابتدا با مضمون آدمربایی تشکیل شد چراکه هیچ مدرکی دال بر رخ دادن تجاوز از سوی پزشکی قانونی احراز نشد و مدارک دیگر نیز که در این مقال گفتنی نیست تنها نشاندهنده این بودند که رابطه ای صورت گرفته است و حتی دختر بودن این دختر نوجوان براساس نظریه پزشکی قانونی تایید شد.

در ادامه برای این موضوع خودروی پرشیای مذکور شناسایی و صاحب آن به اداره آگاهی احضار شد که او نمی پذیرفت اتفاقات مذکور با خودروی ش رخ داده باشد اگرچه در ادامه و با توجه به مدارک موجود در پرونده اصل ماجرا را معترف شد و بعد از این که در دادسرای محل پرونده تکمیل شد موضوع برای رسیدگی های تکمیلی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. تحقیقات قضات شعبه چهارم نیز در زمینه موضوع کلید خورد تا اینکه بالاخره هفته گذشته تنها متهم بازداشت شده در پرونده برای ادای پاره ای از توضیحات به دادگاه احضار شد. او باز هم هیچ چیزی را رسما نمی پذیرفت تا اینکه در جایگاه ایستاد و در جلسه ای غیرعلنی و پشت درهای بسته اینگونه از عملکرد خود در این ماجرا دفاع کرد: من نه تنها از ماجرای تجاوز خبر ندارم بلکه تا قبل از تماس فرشید حتی نمی دانستم با ماشین من آدمربایی صورت گرفته است. یک عصری در اردیبهشت ماه جاری ما تفریح رفته بودیم که فرشید با کریم ماشین مرا گرفتند تا بروند سر کارشان. خود کریم پراید داشت و من کمی متعجب شدم که ماشین من را گرفتند اما با بهانه هایی که آوردند توجیه شدم تا اینکه دیر کردند و چند بار با آنها تماس گرفتم. نه فرشید پاسخگو بود و نه کریم جواب تلفن هایم را می داد تا اینکه بالاخره از این دو نفر یکی شان خودش با من تماس گرفت و من بیشتر نگران این شده بودم که نکند آنها با ماشین من تصادف کرده اند اما آنها نشانی یک باغ را دادند و من سوار بر ماشین کریم به آنجا رفتم. وقتی رسیدم دیدم کریم کنار ماشین من ایستاده است و وقتی سراغ فرشید را گرفتم گفت برو پشت دیوار است. پشت دیوار را که نگاه کردم متوجه شدم او و دوست دخترش که همان شاکی پرونده است نشسته اند و با هم گل می گویند و گل می شنفند. تعجب کردم و بعد از این به همراه همدیگر از مکان بیرون آمدیم. نه من و نه کریم کاری با این دختر نکردیم و لااقل تاجایی که من آنجا بودم ندیدم کریم کاری کند اما فرشید و شاکیه همان موقع که من رسیدم در حال گل گفتن و گل شنفتن بودند باور کنید از شکایت این خانم هیچ خبری ندارم و من هيچ كاري نكرده ام. او دروغ مي گويد.

تگ های مطلب :

مـطـالـب مـرتـبـط

ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen