گاودار ورامینی به جای خرگوش آدم کشت و انکار کرد

گاودار ورامینی به جای خرگوش آدم کشت و انکار کرد

ماجرای این قتل به سال گذشته باز می گردد. در آن روز مقتول و دوستش در محله با پسر جوانی به نام امیر درگیر شدند و عموی خشمگین امیر به صحنه آمد و با تیراندازی های به زعم خود هوایی موجبات قتل کریم را فراهم آورد. صبح روز گذشته دو متهم اصلی پرونده در جایگاه قرار گرفتند و هرکدام در دفاع از خود ماجرا را به گونه ای جداگانه تعریف کرد.

رسیدگی به این پرونده از شهریور ماه سال گذشته و در جریان یک فقره درگیری مسلحانه با اسلحه برنو و در محدوده ورامین آغاز شد. در همین روز بود که پسری به اسم کریم در اسلحه شلیک های گلوله از برنو فوت شد و بعد از آن پرونده با گرفتن رنگ و بوی جنایی در اختیار ماموران اداره آگاهی قرار گرفت. در راستای رسیدگی به این موضوع سه نفر به نام های هوشنگ، کوروش و امیر بازداشت می شوند.

به عنوان اولین مظنون متهمان امیر را تحت بازجویی قرار می  دهند چراکه امیر تنها کسی بود که چندی قبل از واقعه نیز با مرحوم و کوروش درگیر شده بود.

امیر که از  کرده خود به شدت پشیمان شده بود لب به بازگویی واقعیت گشود و گفت: با مرحوم دعوایی نداشتم و اصل دعوا و درگیری ام با کوروش بود. او بود که هرروز به سراغ من می آمد و یا با موتور یا با هر وسیله ای جلوی من ویراژ می داد. عمویم نیز از ماجرا باخبر شده بود تا اینکه شب واقعه کوروش آمد و مرا که جلوی خانه اش با او درگیر شده بودم به همراه مرحوم کتک زد و بعد از آن که دیدم خودم از پس آنها بر نمی آیم سریعا به سراغ عمویم هوشنگ رفتم. به او گفتم که چنین شده است و او همان لحظه کمک م آمد. من و عمو به سراغ کوروش و متوفی رفتیم که عمویم چند شلیک کرد تا برای آنها خط و نشان بکشد و بعد از آن مرا سوار کرد و با هم در حال بازگشت بودیم که کوروش آمد با شیشه نوشابه شیشه عقب پرشیای عمویم را شکست و کریم هم از شیشه جلو اقدام مشابهی می خواست انجام دهد که عمویم با برنو به سمت جلو شلیک کرد تا او بیخیال ما شود اما نمی دانم چه شد که او فوت شد.

در ادامه رسیدگی به پرونده بازسازی صحنه و گزارش پزشکی قانونی نیز تکمیل شد و با توجه به سبک تر بودن اتهام کوروش و امیر هر دو با قرار وثیقه سنگین آزاد شدند تا اینکه بالاخره دیروز صبح رسیدگی به این موضوع در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و مستشار قاضی غفاری آغاز شد.

زمانیکه متهم اصلی پرونده یعنی هوشنگ در جایگاه قرار گرفت گفت: من هیچکدام از اتهاماتم را قبول ندارم. من با اتهام سنگینی روبرو هستم و درخواست اولیای دم نیز برای من قصاص خواهد بود اما باور کنید من هیچ تیری به مرحوم شلیک نکردم. یک تفنگ برنو در دستانم بود و با همان چند تیر هوایی زدم و اینکه می گویند من در آن مهلکه یک اسلحه دیگر نیز داشتم واقعیت ندارد. همه دروغ است. برادر من که پدر امیر است سرطان دارد و یک دستش را نیز از دست داده است. به همین دلیل از امیر نمی تواند حمایت کند و همین ماجرا باعث شد امیر به من وابستگی زیادی پیدا کند. قبل از روز واقعه امیر چندین بار دیگر نیز به من گفته بود که کوروش مزاحم م می شود و من هم چند بار به برادرانم گفتم که به خانه آنها ریش سفید بفرستند تا شاید مسئله حل شود تا اینکه در آن شب واقعه متهم دیگر پرونده و مرحوم دستان برادرزاده ام را گرفتند و کشان کشان به سمت خانه شان بردند. من که در تماس با برادرزاده ام از ماجرا باخبر شده بودم به سمت آنجا رفتم در حالیکه همان شب نیز برای شکار خرگوش رفته بودم و همین شکار خرگوش بدبختم کرد وگرنه اگر آن شب اسلحه پیش من بود هیچوقت حتی هوایی هم شلیک نمی کردم که حالا بخواهم اینطوری درگیر شوم و یادم است که آن شب به غیر از شلیک های من صدای شلیک دیگری نیز به گوشم رسید و به احتمال زیاد مرحوم از شلیک های آن اسلحه دیگری که  من ندیدمش کشته شده است.

در ادامه کوروش نیز در جایگاه قرار گرفت و اظهارات هوشنگ را رد کرد و گفت هیچوقت چنین مسئله ای نبوده است بلکه متهم اصلی پرونده آن شب دو اسلحه داشت و با یکی از آن اسلحه ها به سمت من و دوستم شلیک کرد که دوستم کشته شد.

رسیدگی به این پرونده با توجه به عدم حضور امیر که متهم شرکت در نزاع منجر به قتل بود به جلسه دیگری موکول شد تا با تکمیل شدن محاکمات قضات دادگاه بتوانند تصمیم شایسته ای برای متهمان پرونده قتل مسلحانه کریم اتخاذ کنند. 



ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen