قاتل ستایش پای چوبه دار رفت و اعدام شد |آخرین مصاحبه با پدر قاتل و جزئیاتی کامل از پرونده و....

قاتل ستایش پای چوبه دار رفت و اعدام شد |آخرین مصاحبه با پدر قاتل و جزئیاتی کامل از پرونده و....
اخبارنوین گزارش می دهد:

گزارش یک قتل
ابتدای اردیبهشت ماه سال گذشته بود که خبری با عنوان ماجرای تجاوز به دختر افغانی توسط پسر 17 ساله در ورامین در خبرگزاری های رسمی کشور و حتی روزنامه ها پیچید.

ماجرای از این قرار بود که یک دختر بچه افغانی به نام ستایش از جانب یک پسر نوجوان 17 ساله مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و سرانجام بدست این پسر به قتل رسید. این دختر بچه که در ورامین زندگی می کرده است توسط پسر نوجوان ربوده شد و پس از حملات شدید جنسی به وی با مقدار زیادی اسید سوزانده شده است. پلیس این پسر را خیلی زود دستگیر و روانه زندان کرد.

به گزارش پرونده ، متهم یکشنبه هفته گذشته – 22 فرودین ماه – یک دختر شش ساله افغانستانی به نام ستایش را از در خانه شان واقع در منطقه خیرآباد ورامین ربوده و پس از تجاوز او را با  اسید سوزانده و کشته است.

با ناپدید شدن ستایش، پدرمقتول برای یافتن دخترش در اطراف خانه و محله شان اطلاعیه پخش می کند و به این صورت تمام محله برای یافتن این کودک بسیج می شوند.

پدر ستایش در آن زمان گفت: نزدیک به 12ساعت از ناپدید شدن دخترم گذشته بود که یکی از همسایه ها به من زنگ زد و گفت، نگران نباش دخترت در این نزدیکی ها است. این تماس چندبار دیگر نیز تکرار شد و من مشکوک شدم و موضوع را با پلیس درمیان گذاشتم. صبح روز بعد پلیس در جست و چوی خانه این همسایه جسد بی جان و سوخته دخترم را پیدا کرد و پسر وی را به خاطر قتل و تجاوز به دخترم بازداشت کرد. پس از بازداشت متوجه شدم که متهم موضوع تجاوز و قتل دخترم را با دوستش در میان گذاشته است و او از ترس موضوع را به پدر و خانواده متهم  اطلاع داده است و دلیل تماس های آنان با ما این بود که فرصتی برای انتقال جسد دخترم پیدا کنند. که پلیس این امکان را به آن ها نداد.

متهم که پس از دستگیری به جرم خود اعتراف می کند با قرار بازداشت موقت دراختیار کارآگاهان قرار می گیرد و حتی به بازسازی صحنه در محل وقوع جرم نیز می پردازد.

خیرآباد در بهت و حیرت

خبر قتل ستایش قریشی دختربچه خردسال افغانستانی در خیر آباد ورامین همه را در بهت و حیرت فرو برد و دل‌ها و قلب‌های مردم ایران و افغانستان را به درد آورد.

ستایش شش ساله، فرزند چهارم یک کارگر مغنی در اطراف ورامین  بود که 6 روز پیش توسط یک پسر 17 ساله در خیرآباد ورامین به قتل رسید.

این حادثه حرف و حدیث‌های زیادی به دنبال داشته است و شبکه‌های اجتماعی مملو از اظهارات نسنجیده و دروغ‌ها و بسیاری از اظهاراتی است که بسیاری از آنها به دور از واقعیت است.

دایی ستایش می گوید: اینکه ستایش دختر دوست داشتنی بوده است و باور اینکه ستایش دیگر وجود ندارد برای او سخت است، او می‌گوید که شخصیت‌های زیادی که بعضی از آنها را نمی‌شناخته است در مراسم ترحیم ستایش حضور داشته‌اند.

دایی ستایش درخصوص ناپدید شدن ستایش چنین گفت: خانواده ستایش روز یکشنبه 22 فروردین ماه متوجه ناپدید شدن ستایش شدند و به کلانتری ورامین مراجعه کردند و اطلاعیه گم شدن ستایش را اعلام کردند.

او می‌گوید که بعد از ناپدید شدن خواهر زاده‌اش با درج اطلاعیه‌ای به همراه عکس ستایش به امید پیدا شدن او منتظر نشسته‌اند اما با حسرت می‌گوید در این امید بودیم که در تماس‌های دریافتی از پیدا شدن ستایش خبر دهند، سعی می‌کند بغضش را قورت دهد در ادامه می‌گوید روز 23 فروردین بود که کلانتری با ما تماس گرفت که برای احراز هویت و شناسایی به پزشک قانونی برویم، سکوت می‌کند و دیگر چیزی نمی‌گوید.

قبل از دادگاهی شدن

دادستان عمومی و انقلاب ورامین با بیان اینکه آخرین دفاعیات قاتل ستایش اخذ شد به برخی از اعترافات تکان دهنده این فرد اشاره کرده است.

ابوالقاسم مرادطلب در آن زمان با بیان اینکه در خصوص انگیزه قتل توسط این فرد توضیح داد: انگیزه اولیه قاتل ستایش، قصد ارتکاب عمل خلاف منافی عفت بوده است.

وی با اشاره به اعترافات قاتل ستایش افزود: این فرد اعلام کرده که از سن 15 سالگی با بعضی از اشخاص جنس مخالف رابطه نامشروع داشته است.

دادستان عمومی و انقلاب ورامین ادامه داد: با سوالاتی که از او پرسیده شد به این نتیجه رسیدیم که این فرد به مسائل مذهبی هم گرایشی نداشته است.

مرادطلب با اشاره به قسمتی دیگر از اعترافات قاتل ستایش اضافه کرد: بر اساس اظهارات اخذ شده از قاتل ستایش، او از سن 15 سالگی هرازگاهی مشروب مصرف می‌کرده است.

دادستان عمومی و انقلاب ورامین عنوان کرد: بر اساس اعترافات قاتل ستایش، این شخص در صبح روز حادثه به وسیله گوشی همراهش در حالی که در مدرسه بوده به مشاهده کلیپ‌های مستهجن مبادرت کرده است و این در حالی است که جنایت بعدازظهر همان روز به وقوع پیوست.

متهم به دادگاه رسید
رسیدگی به این پرونده در حدی جنجالی شد که افرادی خواستند با تجمع غیرقانونی در خیابان پاکستان با اولیای دم مقتول ابراز همدردی کنند اما این تمامی ماجراها نبود و این پرونده آنقدر سر و صدا ایجاد کرد که روز رسیدن پای قاتل به دادگاه عکسی از او روی خروجی سایت ها قرار گرفت که لحظاتی قبل از محاکمه را نشان می داد و خیلی هم عکس جنجالی و پر بازدیدی شد.

روز دادگاه بعد از اينكه قاضي رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: «اميرحسين، متهم پرونده متولد 25 آذرماه سال 78 است كه از كانون اصلاح و تربيت به جلسه دادگاه منتقل شده است. او متهم است كه روز دوشنبه، 22 فروردين ماه ستايش، دختربچه شش ساله افغان را به قتل رسانده است. او بعد از ارتكاب جنايت همراه پدرش راهي كلانتري شد‌ و خود را تسليم پليس كرد. متهم در شرح ماجرا گفت: ساعت 13:30 روز حادثه بود كه ستايش براي بازي با خواهرزاده‌ام به خانه ما آمد. بعد از دقايقي مادر و خواهرم براي خريد از خانه بيرون رفتند. وقتي ستايش را تنها ديدم وسوسه شدم و به بهانه‌اي او را به طبقه بالا كه كاملاً در اختيار خودم بود، بردم. داخل اتاق خواب به او تعرض كردم بعد در اتاق را محكم بستم تا بيرون نيايد. وقتي از پشت‌بام متوجه شدم پدر و مادر ستايش دنبال او مي‌گردند از ترس او را به آشپزخانه كشاندم و با ضربات چاقو... متهم در ادامه گفت: بعد از حادثه جسد را داخل كارتن پنهان كردم.‌

وقتي سخنان نماينده دادستان به اين بخش رسيد ناگهان مادر ستايش حالش بد شد و روي زمين افتاد. به كمك چند نفر مادر ستايش به خارج از دادگاه منتقل شد.

نماينده دادستان در ادامه گفت: ‌فرداي آن روز به مدرسه رفتم و به دوستم گفتم اين اتفاق افتاده چكار كنم. او گفت: اسيد بريز تا جنازه از بين برود. وقتي به خانه آمدم اسيد را روي جنازه ريختم. براي از بين بردن بوي اسيد الكل صنعتي و اسپند ريختم سپس با كبريت آتش زدم. چند ساعت بعد دوستم به منزلمان آمد و جعبه را نشانش دادم. او ترسيد و قرار شد موضوع را به امام جمعه بگويد. بعد از آن بود كه ماجرا را به پدرم گفتم و او مرا به كلانتري برد. با اقرارهاي متهم بود كه مأموران پليس در محل حاضر شدند و بقاياي جسد را خارج كردند. نماينده دادستان گفت: اتهام اميرحسين قتل عمد، تعرض و جنايت بر ميت است و برايش درخواست صدور حكم شايسته دارم. سپس اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و گفتند در مورد قتل درخواست قصاص، در مورد تعرض اعدام و در مورد جنايت بر ميت درخواست ديه دارند. وقتي قاضي از متهم خواست در جايگاه قرار گيرد، او گفت: تپش قلب و استرس زياد دارد و نمي‌تواند حرف بزند.

لحظاتي بعد وقتي آرام‌تر شد، قاضي از او خواست نشسته از خودش دفاع كند كه قبول كرد. متهم در شرح ماجرا گفت: من هر روز بعد از برگشت از مدرسه مشروب مصرف مي‌كردم اما ميزان الكل آن كم بود. روزي يكي از دوستانم آدرسي به من داد تا الكل دست‌ساز تهيه كنم. وقتي از آن الكل مي‌خوردم حس خوبي به من دست مي‌داد به خاطر همين چند بطري ديگر تهيه كردم تا براي مراسم خاص استفاده كنم. روز حادثه وقتي با دختر مورد علاقه‌ام تماس گرفتم ،گفت: برايش خواستگار آمده و مي‌خواهد با او ازدواج كند. وقتي از مدرسه برگشتم از ناراحتي سراغ شيشه مشروب دست‌ساز رفتم و چهار ليوان خوردم و به قول معروف سياه مست شدم. ساعتي بعد بود كه ستايش به خانه ما آمد. آنجا بود كه نيت شيطاني به سراغم آمد و...

متهم گفت: اگر مشروب مصرف نكرده بودم، مرتكب جرم هم نمي‌شدم.

در ادامه قضات سؤالاتي را از متهم پرسيدند.

چه مدتي است مشروب مصرف مي‌كني؟

چند سال مي‌شود.
چرا با اين سن كم مشروب مي‌خوري؟

برايم بهترين سرگرمي بود چون در اطراف ما سرگرمي و تفريحي نيست.
بعد از حادثه چه كردي؟

شروع كردم به سيگار كشيدن. دو سه ساعت بعد وقتي متوجه اشتباهاتم شدم به فكر مخفي كردن جنازه افتادم.
مي‌دانستي وقتی مرتكب قتل‌‌شوي، حكمش چيست؟

در فيلم‌ها ديده بودم و در اين باره شنيده بودم اما فكر نمي‌كردم، واقعيت داشته باشد. من فقط مي‌خواستم ستايش ساكت شود و صداي او را پدر و مادرش نفهمند به خاطر همين مجبور شدم او را بكشم.
مي‌دانستي قتل حرام است و گناه دارد؟

مي‌دانستم گناه دارد ولي نمي‌دانستم حرام است!
آيا قبلاً هم رابطه داشتي؟

بله، من يك خانم مطلقه را صيغه كرده بودم.
با اين سن كم چطور ارتباط داشتي؟
از طريق اينترنت و فيلم‌ها همه چيز را ياد گرفته بودم.

در ادامه وكيل متهم با قبول قتل و جنايت، رسيدگي مجدد به پرونده متهم را از پزشكي قانوني و تشكيل پرونده شخصيت را از هیئت قضايي درخواست كرد و از هیئت قضايي خواست در مورد مستي و عدم رشد و كمال عقلي متهم تحقيق و رسيدگي شود.

هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد جلسه را برای رسیدگی به اتهام تجاوز به عنف غیرعلنی اعلام کردند تا اینکه پس از حدودا یک هفته رای قضات برای قاتل صادر شد. این رای همان رایی بود که در دیوان عالی کشور نیز مورد تایید قرار گرفت و بخشی از پرونده که مربوط به قصاص و اعدام بود برای اجرا به شعبه مربوطه فرستاده شد.

جزئیات ماجرای حکم ستایش از زبان قاضی دادگاه

قاضی پرونده ستایش قریشی با بیان ابعاد جدیدی از پرونده «قتل ستایش قریشی» در آن زمان گفت و گویی انجام داد که می خوانید. 

یکی از موارد مطرح شده در پرونده قاتل ستایش قریشی،‌ فضای مجازی و تأثیرات این فضا بر قاتل این دختر خردسال بود؛ به نظر جنابعالی آیا فضای مجازی در ارتکاب به این جنایت هولناک تأثیر گذاشته بود؟

به نظرم فضای مجازی درخصوص نوع جرمی که اتفاق افتاد زیاد تاثیری نداشت، چون در بحث جرم‌شناسی، جامعه‌شناسی و تحلیل‌هایی که در مورد این جرم داشتیم، باورم این بود که قمست عمده از وقوع این جرم به خاطر عدم نظارت یا عدم توجه والدین بود، چه در مورد ستایش که پدر و مادرش او رها کرده و به خانه همسایه می‌فرستادند؛ قطعاً ستایش هر روز به خانه قاتل ستایش می‌رفته و آنجا بازی می‌کرده و پدر و مادر وی باید می‌دانستند و احتمال می‌دادند که در صورت رفت‌وآمد به منزل همسایه،‌ ممکن است حتی یک درصد دخترشان مورد سوء‌استفاده و تعرض قرار گیرد؛ در مورد این موضوع از لحاظ جامعه‌شناسی می‌گوییم خود خانواده ستایش یک نوع بزه‌دیدگی بالقوه را فراهم کردند.

قاتل ستایش جوان ۱۶، ۱۷ ساله‌ای است، دوست‌دختری داشته و او را از دست داده بود، مشروب در اختیارش بوده و استفاده می‌کرده است، مشروب را یکی به خاطر عشق و کیفش می‌خورد، یکی به خاطر ورزش و فوتبال می‌خورد، قاتل ستایش نیز به خاطر از دست دادن دوست‌دخترش دلش گرفته بوده و مشورب خورده بود البته وی مشروب را خودش تهیه کرده بود و در تحقیقات زیاد در این موضوع کنجکاو نشدیم.

وی پس از مشروب‌خواری سیگار کشیده بود و بعد نیز خودش اذعان می‌کرد که در آن منطقه با زنهای بیوه رابطه جنسی آزاد نیز داشته و در آن روز در آن شرایط به دلش افتاد که با ستایش نیز رابطه برقرار کند.

قاتل ستایش می‌گفت مشروب خوردم، حالت عادی نداشتم و ستایش را کشتم که ما در جلسه دادگاه این موضوع را رد کردیم چون فکر قاتل ستایش کار می‌کرد و قبل از وقوع جرم ستایش را با بهانه‌ای (نشان دادن جوجه به ستایش) به طبقه بالا منزلشان کشانده بود.

زمانیکه به قاتل ستایش گفتیم چرا ستایش را در آشپزخانه کشتی؟ گفت: «در خانه و اتاق خواب من، فرش بود، من ستایش را به آشپزخانه بردم که کف آن سرامیک بود که اگر خون ریخت، خون در آنجا ریخته شود و بتوانم راحت شست‌وشو کنم» بنابراین فکر قاتل ستایش کار می‌کرده و مسلط بوده یعنی اینطور نبوده که سلب مسئولیتی شده بود و نفهمد که چه می‌کند.

پدر و مادر امیرحسین (قاتل ستایش) یک طبقه مستقل در اختیار او قرار داده بودند و او هر کاری که دلش می‌خواست، می‌کرد؛ وی بعد از کشتن ستایش، جسد را داخل باکس اِکو گذاشت، در آن را بست و تا صبح با جسد آن دختر آنجا خوابید، فردای قتل، اسید تهیه کرد و دو، سه شب با جسد در آن خانه خوابید، پدر و مادر قاتل ستایش به او نگفته بودند که تو چه می‌کنی؟ این سروصداها چیست و چه اتفاقی افتاده؟ وی بعد که دید نمی‌تواند جسد را به خارج از خانه منتقل کند، جسد را آتش زد و بعد اسپند دود کرد، در این مقطع بود که مادر قاتل ستایش از پسرش پرسید چه بویی می‌آید، قاتل ستایش گفت بوی اِکو است.

این موارد مربوط به بحث خانواده و عدم نظارت خانواده است؛ بعد به بحث حاشیه‌ای و چراها می‌رسیم، چراهایی مانند اینکه چرا مشروب و مواد مخدر در جامعه زیاد است؟ چطور می‌شود جامعه تأثیرگذار باشد تا پسری که نه شغل و نه کار دارد، به خودش اجازه بدهد برود دنبال دوست‌دختر و چراهای دیگر.

من در این موضوع خیلی بحث فضای مجازی را پررنگ ندیدم اما بعد از آن پررنگ دیدم، به نظرم بحثی که پرونده ستایش را بسیار معروف کرد، فضای مجازی بود و مسأله‌ای که باعث شد این پرونده بیش از حد در رسانه‌ها مطرح شود و افکار را حساس کند، فضای مجازی بود، چون این خبر مدام در تمام کانالها پخش می‌شد و به عنوان آخرین، خبرسازترین و فجیع‌ترین خبر مطرح شد.

می‌خواهم در اینجا به نقش فضای مجازی برسم؛ همانطور که گفتم رسانه‌ها می‌توانند دولت و افکار عمومی را حساس کنند و اگر کارکرد خوبی داشته باشند، می‌توانند این را به عنوان مطالبه در دولتی که صاحب دموکراسی است، مطرح کنند، در پرونده ستایش نیز آنقدر که موضوع در رسانه‌ها مطرح شد گفتند سر او را برید، او را آتش زد و اسید پاشید و آتش زد، تمام افکار و ذهنیتها را درگیر کرد.

آیا این اتفاقات و مطرح شدن پی‌درپی پرونده در رسانه‌ها به روند رسیدگی به آن کمک کرد؟

باعث شد ما به این پرونده، دقیق‌تر رسیدگی کنیم اما زیاد تأثیرگذار نبود.

آیا این فضای رسانه‌ای ایجاد شده در پرونده قتل ستایش قریشی در حکم صادره توسط حضرتعالی برای قاتل تأثیرگذار بود؟

خیر؛ اصلاً تأثیری نداشت.

به طور مثال اگر در پرونده‌ای فضای سنگین رسانه‌ای ایجاد شود در رأی قاضی تاثیری نمی‌گذارد؟

اصلاً؛ قاضی را حساس و دقیق‌تر می‌کند، من خودم در فضای مجازی در رابطه با پرونده ستایش اوضاع را رصد می‌کردم مثلاً در فضای مجازی، افغانستانیها جوی راه علیه ما انداخته بودند مبنی بر اینکه قاتل یک پسر ایرانی بوده و هیچ‌ وقت ایرانی‌ها یک پسر ایرانی را اعدام نمی‌کنند و می‌گفتند خون این دختر معصوم پایمال شده و او را تبرئه می‌کنند!

از طرف دیگر نیز در فضای مجازی دو موج به وجود آمد، موجی که می‌گفتند قاتل ستایش باید اعدام شود و موج دیگر که از طریق بی.بی.سی راه افتاده و ترغیب می‌شد مبنی بر اینکه قاتل زیر ۱۸ سال است، می‌خواهند او را اعدام کنند و جمهوری اسلامی ایران در حال نقض حقوق بشر است!

من علاوه بر مطالب مطرح شده فارسی زبانان، مطالب منتشر شده با زبان انگلیسی را نیز در رابطه با این پرونده پیگیری می‌کردم اما تأثیری که شاید فضای مجازی در رابطه با این پرونده داشت این بود که من را در رسیدگی به این پرونده دقیق‌تر کرد که حواسم باشم این پرونده مانند پرونده‌های عادی دیگر نیست.

به طور مثال در مورد پرونده قتل نظام‌آباد، یک پسر بیست یکی و دو ساله که حالش هم بد بود (مواد مصرف کرده بود) در خیابانی در نظام‌آباد در حال عبور بود، به داخل قصابی رفت، چاقو را از دست قصاب گرفت، به پیاده‌رو برگشت، ۱۳، ۱۴ نفر را زخمی کرد و یک نفر را هم کشت؛ این پرونده آثار عجیبی داشت اما این موضوع را هیچ روزنامه و سایتی کار نکرده بود، اگر هم بود در قالب یک خبر منتشر شده و گسترده نشده بود یعنی افکار عمومی را حساس نکرده بود.

پرونده ستایش آنقدر در فضای مجازی مطرح شد و گسترش پیدا کرد که همه از ما پرونده را پیگیری می‌کردند حتی پسرم که نوجوان است، مدام سؤال می‌کرد که بابا امیرحسین چه شد و چه می‌شود؟ نمی‌توانستم جواب واضحی بدهم اما می‌دانستم این پرونده به نحوی است که اگر با دقت و تدبیر انجام نشود، ما مجوز بچه‌کُشی به همه می‌دهیم.

بنابراین بسیار خوب نقش خودمان را انجام دادیم و قاطعانه عمل کردیم، هم حکم قصاص و هم حکم اعدام صادر کردیم؛ یک قصاص به خاطر قتل، یک اعدام به خاطر تجاوز و به خاطر اسیدپاشی و جنایت بر میت نیز رأی حبس و شلاق صادر کردیم.

برای قضات کشورمان آیا اینکه مقتول، ایرانی، افغانستانی و ... باشد، تاثیری در پرونده دارد؟

اصلاً چنین بحثی نداریم اما فضای مجازی واقعاً ذهنها را خیلی حساس کرد؛ یکی از همکاران ما به استناد «کنوانسیون کودک» کنار کشید و گفت من قاتل ستایش را اعدام نمی‌کنم چون مشمول کنوانسیون کودک، زیر ۱۸ سال است و نباید اعدام شود البته شاید وی تحت تأثیر جوی قرار گرفت که در جامعه وجود داشت در حالیکه من وی را می‌شناسم و شاید در حالت عادی فضای جامعه، حکم اعدام قاتل ستایش را می‌داد اما چون پرونده بسیار سیاسی و فضایش رسانه‌ای شده بود، با ما در صدور رأی اختلاف کرد. بنابراین در این پرونده به نظرم فضای مجازی در حساس کردن ذهن افکار عمومی تأثیر بسیاری داشت، مردم را بسیار حساس و درگیر کرد.

جزئیات حکم قاتل ستایش
شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران، قاتل ستایش را بابت ارتکاب قتل به قصاص، تجاوز به‌عنف به اعدام و بابت جنایت بر میت به دیه محکوم کرد و این حکم در شعبه 32 دیوان عالی کشور تأیید شد و حتی پزشکی قانونی نیز سلامت روان قاتل ستایش را تأیید کرده بود.

10 بهمن سال 95، حکم قاتل ستایش برای اجرا به واحد اجرای احکام دادسرای ورامین ارجاع شد.

دادستان ورامین قبلاً درباره آخرین وضعیت اجرای حکم در آن زمان گفته بود: آن طور که خانواده مقتول گفته‌اند، برای اینکه مجبور نشوند تفاضل دیه ناشی از اجرای قصاص را بپردازند، یحتمل قصاص را معلق و بحث اعدام را پیش بکشند. البته در حال حاضر نمی‌توان نظر قطعی داد زیرا آدمیزاد است و امکان دارد تا روز اجرای حکم، تصمیم‌شان تغییر کند و قصاص را اجرا کنند.

مرادطلب تأکید می کند که برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید، دستگاه قضایی هیچ ورودی به موضوع اخذ گذشت نداشته است و فقط آنچه حکم صادر شده و تصمیم اولیاء‌دم است را اجرا می‌کند.

جلسه ای برای تعیین ارش البکاره

از آنجایی که قاتل زیر 18 سال بود باید صبر می کردند تا سن او به 18 سال تمام برسد. در این باره بحث های زیادی نیز در رسانه ها مطرح شد که هیچ تاثیری در روند رسیدگی به پرونده نداشت چراکه موضوع قتل و تجاوز ستایش علاوه بر دادستان که مدعی العموم بود شاکی خصوصی داشت و در تمام مدتی که رسیدگی به پرونده جریان داشت هیچ کس حتی راضی نمی شد قدمی برای رضایت بردارد و بیشتر افراد سعی می کردند یا از طریق رسانه ها و یا از طرق غیر معقول بتواننند برای قاتل رضایت بگیرند که بدیهی امری غیرممکن بود.

در جلسه تعیین ارش البکاره نیز ماجرا یک بار دیگر مورد بررسی های دقیق دادگاه رسید و قاتل محکوم به پرداخت ارش البکاره شد.

ابوالقاسم مرادطلب در آن زمان  در پاسخ به این سئوال که آیا اذن اجرای حکم قاتل ستایش از سوی رئیس دستگاه واصل شده است یا خیر اظهار کرد: هنوز اذن اجرای حکم این پرونده به دست ما نرسیده است.

دادستان عمومی و انقلاب ورامین اظهار کرد: ما پرونده را برای استیذان ارسال کرده بودیم و ظاهراً استیذان انجام و اذن اجرای حکم صادر شده اما هنوز به دست ما نرسیده است.

مرادطلب اضافه کرد: در صورتی که اذن اجرای حکم قاتل ستایش قریشی واصل شود، تشریفات و مقدمات اجرا را سریع فراهم و حکم را اجرا می‌کنیم.

بر اساس این گزارش، غلامحسین اسماعیلی رئیس کل دادگستری استان تهران اخیرا از انجام فرایند استیذان حکم قاتل ستایش خبر داده و گفته است: با توجه به تقاضای اولیا دم برای اجرای حکم،  فرآیند استیذان انجام و به دادسرای مجری حکم ابلاغ شده است.  با تدابیر اتخاذی از سوی دادسرای مجری حکم، زمان اجرای حکم مشخص می‌شود.

او گفته که متهم یک محکومیت به قصاص و یک محکومیت به اعدام دارد که حتی در صورت رضایت اولیای دم، مجازات اعدام این فرد به قوت خود باقی می‌ماند.

 قاتل ستایش ۲۷ مهر اعدام می‌شود

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان ورامین از اجرای حکم اعدام قاتل ستایش قریشی دختربچه ۷ساله افغانستانی در تاریخ ۲۷ مهر ماه جاری خبر داد.

ابوالقاسم مرادطلب با اعلام این خبردر آن زمان گفت که تنفیذ حکم اعدام قاتل ستایش واصل شده و اگر مشکلی نباشد، 27 مهر ماه جاری حکم اعدام اجرا می‌شود.

دادستان عمومی و انقلاب ورامین در پاسخ به این سؤال که حکم قصاص اجرا می‌شود یا اعدام، می افزاید: اولیاء دم ستایش درخواست اجرای حکم اعدام را کرده‌اند.

مرادطلب در ادامه گفت که سن قاتل ستایش به 18 سال رسیده است.
حکم به تعویق می افتد

با اینکه هرگونه تاخیری در اجرای حکم صدای رسانه ها را در خارج و داخل ایران در می آورد اما شرایط اجرای حکم در روز مذکور میسر نشد.

غلامحسین اسماعیلی رئیس کل دادگستری استان تهران، با رد برخی شایعات مبنی بر اعمال فشارها برای تعویق اجرای حکم گفت: با وجود اعلام قبلی برای اجرای حکم، مشورتی صورت گرفت و به این نتیجه رسیدیم که این اقدام به بعد از ماه‌ صفر موکول شود. البته هیچ منع شرعی و قانونی برای این کار وجود ندارد اما به این نظر رسیدیم که اجرای حکم بعد از ماه صفر بهتر است.

وی درباره اینکه برخی، ادعای تصمیم خانواده مقتول مبنی بر اعلام رضایت از قصاص و احتمال عفو محکوم را مطرح کرده‌اند نیز گفت: چنین ادعایی حداقل تا این لحظه صحت ندارد زیرا خانواده ستایش بر اجرای حکم، نظر قاطع و اصرار دارند.

اسماعیلی در پایان تأکید کرد که توقف و تعلیق اجرای حکم به هیچ‌وجه صحت ندارد و بعد از ماه صفر زمان اجرای حکم اعلام می‌شود.

امروز 14 دی 1396

قاتل ستایش پای چوبه دار رفت تا جایی که هیچ کس نتوانست برای هیچکدام از طرفین پرونده کاری انجام دهد. نه خانواده ستایش از هیچ نظر مورد حمایت فردیی یا نهادی قرار گرفته بودند که بخواهند بگویند حالا ما رضایت خواهیم داد یا خیر و نه خانواده امیرحسین موفق شده بودند برای پسرشان کاری کنند و از هیچ کس هم کمک قبول نمی کردند و حتی پدر قاتل خودش از روز اول سعی کرده بود با پدر مقتول چشم در چشم هم نشود چراکه از کاری که فرزندش کرده بود شرمگین بود. 

حالا او پای چوبه دار می رود در حالیکه هیچگونه حامی ندارد و همانطور که ستایش هیچگونه حامی نداشت. هر دو کودک بودند و در عالم کودکی هر دو قربانی شده بودند. اجرای این حکم قرار است تا دقایقی دیگر توسط پدر ستایش صورت بگیرد در حالیکه او در اسکورت چند هم وطن خود به زندان رجایی شهر آمده است. 

قاتل ستایش اعدام شد


آخرین دیدار با قاتل

پدر امیرحسین در رابطه با آخرین ملاقاتش با تنها پسرش گفت.

 نخستین جمله‌ای که به امیرحسین گفتید، چه بود؟
حرف زیادی برای گفتن نبود. یعنی شرایط طوری بود که نمی‌شد صحبت کرد. اولش او را در آغوش گرفتم. چند دقیقه اول هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد. باور این‌که آخرین ملاقات است، برایم سخت بود. امیرحسین چندبار از ما خواست که حلالش کنیم. همان موقع بود که همسر و دخترم به گریه افتادند. من می‌خواستم جلوی اشکم را بگیرم. به آنها دلداری می‌دادم، اما خودم به گریه افتادم.

 امیرحسین می‌دانست این آخرین ملاقات است؟
می‌دانست. مدام این جمله را تکرار می‌کرد که کارش تمام است و دیگر اعدام می‌شود.

 ترسیده بود؟
گریه می‌کرد. بیشتر وقتمان به گریه‌کردن گذشت. نمی‌توانستیم حرف بزنیم. تکرار می‌کرد اشتباه کردم، اشتباه.

 از شما چیزی نخواست؟
نه، هیچی. فقط می‌گفت ‌ای‌ کاش خدا مِهرم را به دل خانواده آقای قریشی بیندازد و من را ببخشند. من بچگی کردم. در آن زمان درحال خودم نبودم. هیچ‌کدام از کارهایی که کردم را به یاد ندارم. می‌خواست که او را ببخشند.

 همسر و دخترت چه کار می‌کردند؟
آنها اصلا فکرش را هم نمی‌کردند این آخرین ملاقات باشد، اما با کلمه‌کلمه‌ای که امیرحسین می‌گفت، اشک می‌ریختند. بعد از پایان ملاقات هم حال همسرم بد شد و او را به بیمارستان بردیم. قلبش مشکل دارد. یکی از رگ‌های قلبش گرفته است. باید بالون بزنند. تا ظهر چهارشنبه هم در بیمارستان بستری بود. اوضاع ‌و احوال خوبی ندارد. دخترم از او پرستاری می‌کند.

 از زمان اجرای حکم امیرحسین اطلاع دارید؟
صبح چهارشنبه خودم به دادسرای ورامین رفتم و مطمئن شدم امیرحسین را صبح پنجشنبه اعدام می‌کنند. این درحالی است که هنوز همسر و دخترم خبر ندارند.

 برای امیرحسین نتوانستید رضایت بگیرید؟
از آن روزی که این اتفاق افتاده تا دوماه پیش، یک جمله هم بین من و پدر ستایش رد و بدل نشد. چندبار واسطه فرستادیم، اما فایده‌ای نداشت. یک‌بار دخترم واسطه شد، اما خانواده ستایش حتی در را روی او باز نکردند. برادر همسرم هم چندبار خواست وساطت کند، اما نشد. محرم‌ سال گذشته، من پدر ستایش را دیدم، سلام کردم، جواب سلام من را هم نداد. همسرم هم مدتی قبل، مادر ستایش را به‌طور اتفاقی در امامزاده خیرآباد دید. مادر ستایش حتی تحمل دیدن ما را هم ندارد. پدرش هم همین‌طور. البته من حال آنها را درک می‌کنم.
با وجودی که ما همسایه بودیم، اما چند روز پس از این اتفاق خانواده ستایش از محل ما رفتند. البته هنوز در خیرآباد هستند اما محل زندگی‌شان را تغییر داده‌اند. از اهالی محل شنیدیم که مادر ستایش حال ‌و روز خوبی ندارد. وقتی هم که ما را می‌بیند، حالش خراب‌تر می‌شود. با وجود این، توانستم دوماه پیش پدر ستایش را در خیابان‌های خیرآباد ببینم. با او صحبت کردم. از او خواستم پسرم را ببخشد. التماسش کردم. دستش را بوسیدم. گفتم من از مال دنیا تنها یک خانه ٨٠متری دارم. آن را هم به نام شما می‌کنم. از خون امیرحسین بگذر، اما فایده‌ای نداشت. او گفت: «نمی‌توانم ببخشم.» ولی من همچنان التماس می‌کردم. بعد اهالی محل و همسایه‌ها ما را از هم جدا کردند. من نتوانستم برای پسرم کاری بکنم.

 در حال‌حاضر مادر امیرحسین چه کار می‌کند؟
دوستان و اقواممان به خانه‌مان آمده‌اند و دست به دعا شده‌اند. همه ما منتظر گذشت خانواده ستایش هستیم. امیدوارم این آخرین ملاقات نبوده باشد.

 امید به دیدار دوباره امیرحسین دارید؟
من خانواده‌ام را آرام می‌کنم. نمی‌گذارم اشکم و سوز دلم را ببینند، اما امید دارم. امیرحسین را خدا به ما داد و اگر بخواهد دوباره به ما می‌بخشد. چشمانم به رحمت بیکران خداوند است.

بازیگر زن معروف هم برای اولیای دم نامه نوشت
لیلی رشیدی در این یادداشت نوشته است: «اتفاق تلخی که برای ستایش قریشی افتاده و ضربه‌ای که به خانواده او وارد شده قابل چشم‌پوشی و نادیده‌گرفتن نیست، اما باید درنظر بگیریم که امیرحسین هم کودک است و قربانی محیط و جامعه شده است. در همین میان، پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک به این معنی است که ایران ملزم به رعایت قانون و قصاص نکردن امیرحسین است. البته اعدام‌نشدن امیرحسین به این معنی نیست که رنج خانواده مقتول فراموش می‌شود. قطعا ضربه‌ای که به خانواده ستایش و همچنین جامعه وارد شده، قابل چشم‌پوشی نیست ولی باید این مسأله را درنظر بگیریم اشتباهی که امیرحسین مرتکب آن شده، تحت‌تأثیر اتفاقات بیرون است. محیطی که امیرحسین در آن بزرگ شده، نظام آموزشی، تربیت خانوادگی و... عواملی که به هر نحو کودکان و ازجمله امیرحسین را نادیده گرفته، دلیلی بر بروز چنین اتفاقاتی است. درواقع ما مقصریم که امیرحسین‌ها درگیر چنین اتفاقاتی می‌شوند و نتیجه آن می‌شود ستایشی که دیگر نیست. ما مقصریم که با بی‌توجهی به کودکان و در نظر نگرفتن حقوق‌شان، آنها را تبدیل به متجاوز و.. می‌کنیم. درنهایت امیدوارم روزی برسد که کودکان قصاص و قربانی محیط و جامعه نشوند.»


و اما در انتها قاتل یعنی امیرحسین که به تازگی به سن 18 سالگی رسیده بود قصاص شد. حکم او در شعبه 32 دیوان عالی کشور مهر تایید خورده بود.


ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen