سارق طلافروشي مشكين شهر به قصاص محكوم شد| او دو نفر را به تيربار بسته بود!

سارق طلافروشي مشكين شهر به قصاص محكوم شد| او دو نفر را به تيربار بسته بود!
اخبارنوين: مردي كه هشت سال پيش در جريان يك فقره سرقت مسلحانه دو نفر را به قتل رسانده بود در شعبه يك دادگاه كيفري يك استان البرز محاكمه و به قصاص محكوم شد. تلاش هاي پليسي براي دستگيري او مدت ها طول كشيده است و او در حالي دستگير شد كه همچنان از دست پليس به مدت شش سال متواري بود و براي مدتي به خارج از كشور گريخته بود.

هفتم بهمن ماه سال 82، دو مرد نقابدار مسلح به کلاشینکف وارد طلافروشی در مشکین شهر شده و شروع به تیراندازی می کنند. حين ماجراي تيراندازي وحشتناك نه تنها صاحب طلافروشي بلكه همدست سارق نيز گلوله هايي به بدنش مي خورد و بعد از اينكه اين دو نفر بيهوش روي زمين افتادند و سارق اصلي طلاها را برداشت و از مغازه متواري شد.  
ماموران پس از رسیدن به مغازه، با اجساد خونين دو مرد روبرو مي شوند در حاليكه در كمال تعجب ماموران، یکی از افرادي بيهوش نقاب به صورت زده بود و در کنارش نيز یک اسلحه کلاشینکف قرار داشت و مرد ديگر نيز بنابر شواهد با اصابت گلوله هاي كلاشنيكف ديگري به قتل رسيده بود. بررسي هاي دقيق ماموران نشان مي داد یکی از سارقان هنگام سرقت علاوه بر مرد طلافروش، همدستش را نیز هدف گلوله قرار داده و به قتل رسانده است.

مردم پس از شنیدن صدای تیراندازی در طلافروشی جوان نقابداری را ديده بودند كه سوار بر پرایدي یشمی رنگ از محل متواري مي شود و همين تنها سرنخ ماموران براي دستگيري متهم اصلي پرونده مي شود. سريعا پس از اين مشخصات خودروی سارق در اختیار تیم های گشت پلیسي قرار مي گيرد و ماموران در حال گشت زنی در خیابان های منتهی به محل سرقت، خودروی پراید مذكور را در حاليكه كنار جاده ملارد رها شده بود، پیدا مي كنند.

با تمام تجسس هاي دقيق پليسي باز هم تحقيقات پليس به بن بست خورد و مشخص شد خودروي سرقتي براي اين سرقت استفاده شده است كه با احضار صاحب ماشين به اداره آگاهي او مدعي مي شود: آن روز صبح مقابل در یک کارخانه توقف کرده بودم که ناگهان دو مرد مسلح به من حمله کردند، با دیدن اسلحه آنها وحشت کردم و وقتی که از من خواستند پیاده شوم، من همين كار را كردم و آنها بعد از اين از محل متواري شدند.

تنها سرنخی که پلیس برای حل معمای این سرقت خونین داشت، يك جسد بي هويت بود كه در صحنه سرقت مانده بود كه ماموران با انگشت نگاری از جسد توانستند هویت قربانی را شناسایی کنند. او مردی به نام شهاب بود که در یکی از شهرهای غربی کشور زندگی می کرد.
ماموران در پرس و جو از اعضای خانواده وی دریافتند که شهاب دو روز قبل از سرقت همراه یکی از دوستانش به نام مجتبی براي رفتن به تهران از خانه خارج شده و دیگر خبری از او نشده است.

با این اطلاعات، ماموران که حدس می زدند مجتبی همان همدست فراری دزد مسلح مي باشد، راهی محل زندگی او مي شوند اما او از آنجا متواري شده بود و کسی نيز از مخفیگاهش اطلاعي نداشت. ديگر شکی برای تیم تحقیق نمانده بود که مجتبی تنها حلقه گمشده سرقت خونین و همان کسی است که نه تنها صاحب طلافروشی را به قتل رسانده که همدست خودش را نیز با شلیک گلوله از پای درآورده است.

جست و جو ها برای دستگیری این مرد جوان ادامه یافت و مشخصات و عکس او براي شناسايي به پليس در سراسر کشور مخابره شد اما هر بار که ردی از وی به دست می آمد، او موفق می شد قبل از رسیدن پلیس فرار کند.

مدتی بعد، زمانی که معلوم شد این مرد از مرزهای غربی کشور خارج شده و به یکی از کشورهای همسایه گریخته است، تحقیقات پلیس به بن بست خورد در حاليكه مشخصات او حتي در اختیار تيم پلیس اینترپل قرار گرفته بود و به دستور قاضی پرونده تبادل اطلاعات بین اینترپل ایران و کشور همسایه برای به دام انداختن متهم فراری آغاز شد در حاليكه این اقدامات نيز نتیجه نداد.

بالاخره اوایل امسال پلیس موفق شد ردپای مجتبی در جریان یک سرقت در جنوب کشور را به دست بياورد و بعد از آن تیمی از کارآگاهان به سرعت راهی جنوب كشور شدند و متوجه شدند که قاتل فراری به خانه یکی از آشنایانش در این شهر رفت و آمد داشته اما پس از ارتکاب سرقت، دیگر در آنجا دیده نشده و حتي آشنایانش نیز اطلاعی از مخفیگاه جدیدش نداشتند.

با این كارآگاهان تلاش برای به دام انداختن متهم را ادامه دادند تا اینکه در انتها اوايل اردیبهشت ماه امسال ماموران با انجام اقدامات اطلاعاتی گسترده و استفاده از شگرد های نوین پليسي، مخفیگاه این مرد جنایتکار را شناسایی كردند.

بالاخره قاتل 38 ساله كه بازداشت شده بود با صدور قرار بازداشت، به اداره آگاهی منتقل شد و در بازجویی ها به جنایت در طلافروشی اعتراف کرد و گفت: من و شهاب قبل از حادثه دو قبضه کلاشینکف خریده و به تهران آمده بودیم تا آنها را بفروشیم، وقتی موفق به فروش آنها نشدیم، تصمیم گرفتیم به یک طلافروشی ديگر دستبرد بزنیم، به همین خاطر صبح روز حادثه ابتدا یک خودروی پراید سرقت کردیم و با آن به طلافروشی دستبرد زدیم اما هنگام سرقت نمی دانم چه اتفاقی رخ داد که گلوله به همدستم شهاب برخورد کرد و او و صاحب طلافروشی با هم به قتل رسیدند.

با صدور قرار به جلب دادرسي براي متهم، بالاخره مجتبی در شعبه یکم دادگاه کیفری البرز محاکمه و پس از اعتراف به قتل صاحب طلافروشی، باتوجه به درخواست اولیای دم به قصاص نفس محکوم شد. این حکم از سوی قضات دیوانعالی كشور نيز تایید شد و براي اجرا به شعبه اجراي احكام مربوطه فرستاده شده است. با اين اوصاف حكم قصاص در صف اجرا قرار دارد.


ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen