راز پیامک های سیاه خواهر در گوشی برادر| او را به خانه خلوت کشاندم و وقتی موضوع را گوشزد کردم...

راز پیامک های سیاه خواهر در گوشی برادر| او را به خانه خلوت کشاندم و وقتی موضوع را گوشزد کردم...
روز گذشته پرونده قتل جوان 22 ساله ای در شعبه اول دادگاه کیفری یک استان با حضور متهمان، اولیای دم و وکلای طرفین به طور علنی بررسی شد.

19 تیرماه 94 خانمی به کلانتری 12 شهری بیرجند مراجعه کرد و گفت از شب گذشته همسرش از منزل خارج شده و تاکنون مراجعه نکرده است و علاوه بر این گوشی تلفن او نیز خاموش است.
در پی اعلام این اظهارات پرونده ای با عنوان فقدانی تشکیل شد و برای رسیدگی در اختیار پلیس آگاهی استان قرار گرفت.
بنابراین گزارش، کارآگاهان پلیس آگاهی هنگام اقدامات فنی پلیسی خبری از کلانتری 14 بیرجند دریافت کردند که بر اساس آن جسد فردی در حاشیه جاده یکی از روستاهای حومه بیرجند کشف شده است که تیم های تشخیص هویت، اداره جنایی، پزشکی قانونی و مقام قضایی در محل اعلامی حاضر شدند در حالی که با وجود گذشت مدتی از رها شدن، جسد متلاشی شده بود.
بنابراین گزارش، با کشف این جسد کارآگاهان به پرونده فقدانی روزهای گذشته برگشتند که با حضور یکی از طرفین پرونده مشخص شد که جسد کشف شده همان فرد فقدانی 22 ساله است.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات میدانی و فنی پلیسی سه متهم دخیل در این پرونده را دستگیر کردند.
روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده، نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست دادسرا گفت: متهم ردیف اول (م-ط) 28 ساله از اتباع بیگانه و ساکن بیرجند، متهم ردیف دوم (م-ط) 22 ساله از اتباع بیگانه و ساکن بیرجند و متهم ردیف سوم (ن-ط) هم   تبعه بیگانه است که اقدام به کشتن جوان22 ساله کرده اند.
کشف جسد
وی با تشریح کیفرخواست صادره از دادسرا اظهار کرد: نوزدهم تیرماه 94 خانمی با اعلام به کلانتری 12 شهری بیرجند خبر مفقود شدن شوهرش را اعلام کرد.
وی ادامه داد: یک روز بعد با اعلام خانمی در یکی از روستاهای حومه بیرجند مبنی بر وجود یک جسد در حاشیه جاده  ماموران حوزه کلانتری 14 این شهر به محل عزیمت کردند که با جسدی پتو پیچیده مواجه شدند که با حضور کارآگاهان جنایی، تشخیص هویت، مقام قضایی و پزشکی قانونی محل کشف جسد بررسی شد که در معاینات اولیه در محل وجود آثار هر گونه درگیری منجر به جرح شده رد شد اما با توجه به این که با تابش مستقیم آفتاب جسد متلاشی شده بود برای معاینات بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.
وی تصریح کرد: ظن کارآگاهان به سمت پرونده اعلام فقدانی دو روز گذشته بیشتر شد و در تشریفات قانونی جسد به یکی از بستگان نشان داده شد و ظن ماموران به یقین پیوست.
وی تصریح کرد: در ادامه تحقیقات پلیس به متهم ردیف دوم مشکوک شد زیرا او از بعدازظهر 19 تیرماه با مقتول بوده است.  وی پس از احضار به پلیس آگاهی بیان کرده که من با مقتول دوست بودم اما شب حادثه او را به خانه (م-ط) متهم ردیف اول بردم. در ادامه (م-ط) هم به پلیس آگاهی منتقل شد که در همان بازجویی اولیه به قتل جوان 22 ساله با همدستی دو نفر دیگر اعتراف کرد.
نماینده دادستان اضافه کرد: بنا به محتویات کیفرخواست ارائه شده، خواهر متهم ردیف اول توسط مقتول مورد تجاوز قرار گرفته است و پس از این که موضوع علنی می شود جریان قتل وی رقم می خورد. وی افزود: در ادامه خانمی که مورد تجاوز قرار گرفته است به (ن-ط) متهم ردیف سوم مراجعه می کند و خواستار انتقام گیری از وی می شود که او در پاسخ می گوید موضوع را به شوهرت بگو...
وی ادامه داد: خانم (ف- ط) که متاهل بوده پیام های متعددی را برای دیگر برادرش (م-ط) متهم ردیف اول ارسال می کند که بیا مرا بکش...
در ادامه جلسه قاضی پدر مقتول را به جایگاه فراخواند.
پدر مقتول گفت: متهم اصلی در کشتن پسرم (ن-ط) است چون او ماشین و خانه اش را در اختیار دیگران قرار داده است و تمام تصمیم ها را او گرفته است، آن ها پسرم را کشتند و قصد داشتند جنازه او را در چاهی بیندازند تا هیچ وقت او را پیدا نکنم. مادر مقتول هم در طرح شکایت خود گفت: شبی که پسرم را در خانه کشتند من به همراه برادرانش در منزل او دعوت بودیم. او میوه خریده بود و به منزل آمد و به خانمش گفت10 دقیقه کار دارم، برمی گردم اما دیگر برگشتی در کار نبود.   همسر مقتول نیز اظهار کرد: هر سه متهم در کشتن شوهرم با نقشه قبلی دخیل بودند و حالا باید مجازات شوند.
سپس قاضی رمضانی با فراخواندن متهم ردیف اول(م-ط) خواست تا از خود دفاع کند.
متهم 28 ساله گفت: تازه با دختر عمویم ازدواج کرده بودم و با برادرم میوه فروشی می کردم اما چند روزی بود که همه اعضای خانواده ام ناراحت بودند.
مادرم مدام گریه می کرد و برادرم حال کار کردن نداشت تا این که با پیگیری های خودم متوجه شدم مقتول به خانم (ف-ط)که متاهل است تجاوز به عنف کرده است.
تا جایی پیش رفتم که موضوع را از خود خواهرم شنیدم و پیامک های مقتول را در گوشی او دیدم. شوهر خواهرم چون اعتیاد داشت موضوع را پیگیری نکرده بود تا این که متوجه شدم تمام فامیل از این موضوع اطلاع دارند به جز من. حال خوبی نداشتم و تا صبح گریه می کردم چون مقتول روی خط قرمزهای من پا گذاشته بود. بنابراین تصمیم گرفتم او را بکشم و برای این کار چاقویی تیز کردم و موتورسیکلت را سوار شدم تا هرجا که او را ببینم بکشم.
متهم ادامه داد: در شهر دور می زدم که مقتول را به همراه (م-ط) دیدم و همان جا تصمیم داشتم کار او را یکسره کنم اما به ذهنم رسید اگر به او حمله کنم (م-ط) جلویم را می گیرد بنابراین به سمت خانه برادرم (ن-ط) متهم ردیف سوم رفتم و گفتم تصمیم دارم با نامزدم صحبت کنم و به خانه و ماشین تو نیاز دارم که او هم خانه و ماشینش را در اختیار من قرار داد.
متهم 28 ساله ادامه داد: با دوست مقتول تماس گرفتم که او را به منزل (ن) بیاورد چون با او صحبت خصوصی دارم و وقتی آمد کمی با هم خوش و بش کردیم. مقتول فکر نمی کرد خواهرم موضوع را به من گفته است.
در ادامه از (م) خواستم مرا با مقتول تنها بگذارد و او از دست من ناراحت شد و با عصبانیت منزل را ترک کرد.
دست و پایش را بستم
تا چشم باز کردم خودم را با مقتول تنها دیدم و موضوع را به او گوشزد کردم که او دو بار مرا هل داد و من با مشت به گوش او زدم که از حال رفت همان اول قصد داشتم او را با چاقو بکشم اما دست و پای او را با سیم بستم و حتی دهانش را چسب زدم. گوشی او را برداشتم و تمام پیامک ها و عکس ها را دیدم و تصمیم گرفتم او را بکشم و شال را برداشتم و او را خفه کردم.
سپس مقتول را لای یک پتو پیچاندم و ماشین را تا نیمه داخل منزل آوردم و او را عقب پیکان وانت گذاشتم و تعدادی جعبه میوه روی او انداختم تا کسی شک نکند و بعد دریکی از جاده های فرعی جسدش را رها کردم و به بیرجند آمدم.
قاضی: شما در اظهارات خود بیان کردید که این دو متهم نیز در کشتن مقتول نقش داشته اند، چرا الان تغییر گفتار دادید؟
متهم: اول از قصاص ترسیدم و نام آن ها را بردم اما در بازداشتگاه دچار عذاب وجدان شدم و واقعیت را گفتم و الان هم پشیمان هستم که باعث شدم حدود یک سال و نیم این دو نفر زندانی شوند.
بی گناهم
در ادامه رسیدگی به پرونده متهم ردیف سوم(ن-ط) ضمن تفهیم اتهام در دفاع از خود گفت: من در این قتل بی گناه هستم اما برادرم(متهم ردیف اول) در بازداشتگاه مرا تهدید کرد که تو بگو من جسد را سوار ماشین کردم تا من از قصاص نجات پیدا کنم که من در پاسخ به او گفتم من که در این ماجرا نبودم و او گفت خانه و ماشین مال تو بوده  ومن به گردن تو می اندازم که ترس وجودم را گرفت و در پلیس آگاهی به دروغ اعتراف کردم. در ادامه متهم ردیف دوم (م-ط) ضمن تفهیم اتهام در دفاع از خود گفت: من با مقتول دوست بودم. روز حادثه از بعدازظهر با من بود که در یک میدان متهم ردیف اول ما را دید و پس از احوال پرسی من و مقتول از آن جا رفتیم که خانم مقتول زنگ زد و به او گفت مهمان داریم، میوه و نان بگیر. در این بین (م-ط) با من تماس گرفت و سراغ مقتول را گرفت و گفت با او کار خصوصی دارم که من موضوع را به مقتول گفتم و با موتورسیکلت به منزل (م) رفتم که آن جا (م) از من خواست تنهایش بگذارم.
در پایان پس از دفاع وکلای متهمان قاضی رمضانی ادامه رسیدگی به این پرونده را به جلسه ای دیگر موکول کرد.
علیرضارضایی 

ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen