رضايت ميلياردي براي دو قتل سر هيچ و پوچ

رضايت ميلياردي براي دو قتل سر هيچ و پوچ
اخبارنوين: ماجراي اين قتل به شش سال پيش باز مي گردد. در آن روز اختلافات مردي به هويت احمد با يك طايفه و بر سر زمين و ملك هاي اين افراد شدت گرفته بود. در اين اثنا بود كه درگيري ها باعث يك نزاع مسلحانه شد و النهايه احمد با اسلحه گرمي كه در دست داشت اين افراد را تهديد به مرگ كرد. احمد قاتل اين پرونده شد و به اتهام دو قتلي كه بنابر نظر قضات دادگاه توسط او انجام شده بود به دو بار قصاص محكوم شد. با اينحال احمد كه با وثيقه ده ميلياردي از زندان آزاد بود توانست با پرداخت قيمتي گزاف رضايت اولياي دم را براي بخشش از جانش جلب كند و به اين ترتيب پرونده به خير ختم شد.

اين درگيري به اواسط سال 90 باز مي گردد. در آن روزها هواي كردستان گرماي خود را از دست داده بود و كم كم در حال گراييدن به سرما بود كه صداي شليك بيش از 10 تير توجه هاي رهگذران را جلب كرد. در اثر اين تيراندازي ها چندين نفر خوني و زخمي روي زمين افتاده بودند و سريعا ماموران انتظامي منطقه نيز به محل اعزام شدند. درگيري با قمه و چماق و تفنگ آغاز شده بود و كسي كه اسلحه گرم در دستانش داشت به طرف مضروبان فوت شده شليك كرده بود. احمد همان فردي كه اسلحه گرم در دستان او بود در همان دقايق اوليه و وقتي كه يكي از ماموران انتظامي بالاي سر او رسيده بود مي گويد: اي كاش پدر را مي كشتم پسر كه تقصيري نداشت. و بعد از آن چشمان احمد بسته مي شود تا اينكه بعد از چند ماه در بيمارستان به هوش مي آيد و به دليل اينكه دلايل موجود عليه او زياد بود بازداشت مي شود.

تحقيقات در محل نشان از اختلافات دامنه دار افرادي داشت كه در آن درگيري به جان يكديگر افتاده بودند. اين اختلافات از كش مكش ها بر سر مالكيت يك زمين شروع شده بود و در آخر به درگيري و نزاع مسلحانه رسيده بود كه در انتها دو نفر فوتي و چند مجروح حاصل اين درگيري بود. ناصر كه در اين درگيري شركت داشت مدعي بود با احمد در اين دعوا بوده و اسلحه را خودش به او داده بود و در انتها احمد كه در درگيري با نفرات زيادي روبرو شده بود روي آنها اسلحه كشيده بود و آن دو نفر كشته شده بودند. با اين حال دلايل اتهامي عليه احمد در حدي زياد نبود و به همين دليل در اواخر روند رسيدگي به پرونده احمد با قرار وثيقه 10 ميليارد توماني آزاد شده بود.

يكي از مقتولان پدرش در اين زمينه شكايتي را مطرح كرد. او مدعي بود: مشغول شستشوي قاليچه و فرش بوديم كه يكدفعه احمد آمد. او اسلحه در دستانش داشت. به سمت من و پسرم و يك نفر ديگر كه در آن جمع بود شليك كرد و از محل گريخت. در حاليكه داشت فرار مي كرد به پمپ بنزين رسيد و آنجا قصد داشت سوار يك ماشين گذري شود كه داد زدم مردم او را بگيريد كه پسرم را كشته است. مردم او را گرفتند و بعد از آن يكدفعه داد زدم كتكش نزنيد كه براي ما دردسر شود. من از او به اتهام قتل پسرم كه همان موقع فوت كرد شاكي هستم و يكي از دوستان مان نيز دو ماه بعد از ماجرا و در اثر شليك هاي اين آقا بالاخره فوت كرد.

قاتل كه از اين ماجرا ها خيلي عصباني بود در روز رسيدگي به پرونده در سالن كنفرانس دادگستري مي گويد: اسلحه براي ناصر بود. وقتي فهميدم سر زمينم لودر آورده اند عصباني شدم و به ناصر گفتم كه چرا اين كار را كرده اند. او چند نفر را صدا زد در حاليكه اسلحه در دستانش بود و مي خواست مرا بزند. من طي كشمكش سعي كردم كه اسلحه را از دست او در بياورم كه در نتيجه آن چند شليك انجام شد و قصدم اين نبود كه كسي را بكشم. آنها در حال كتك زدن من با چوب و چماق بودند و من حتي نفهميدم گلوله ها به چه كسي برخورد كرد. بعد از آن كه درگيري خاتمه پيدا كرد از محل متواري شدم. من قبل از واقعه به پدر مقتول چند ضربه زده بودم و اگر مي خواستم او را بكشم در همان روز با مشت هم مي توانستم اين كار را بكنم. در روز واقعه نيز وقتي به آنجا رسيدم در ماشين را باز گذاشته بودم و نمي دانم كه جلد چرمي اسلحه داخل ماشين من چه مي كرد. من قمه اي نداشتم و شايد كس ديگري آن ها را در روز واقعه كه من بيهوش شده بودم داخل ماشينم گذاشته بود.
متهم كه با درخواست قصاص از سوي اولياي دم مقتولان روبرو شده بود در انتهاي جلسه آنها را تهديد مي كند كه شما را خواهم كشت و فرزندانتان را هم مي كشم.
مجيد امجدي فخر، وكيل متهم نيز زمانيكه در جايگاه ايستاد به دفاع از موكلش پرداخت و گفت: هيچ شاهدي در زمينه اينكه موكل من شليك ها را انجام داده است وجود ندارد و تمامي شاهدان نيز از طرفين پرونده هستند و صلاحيت شهادت در اين زمينه را ندارند. از طرفي قمه و جلد اسلحه در حالي در خودروي موكلم كشف شده كه هيچ مدركي مبني بر حضور آنها در ماشين از سوي موكل نبوده و بيشتر شبيه به توطئه اي است كه عليه موكل من انجام شده است.

با همين دلايل بود كه بالاخره پرونده لوث شد. قرار شد اولياي دم مراسم قسامه را اجرا كنند و پس از اينكه اولياي دم مراسم قسامه را با موفقيت تمام اجرا كردند متهم براي بار ديگر به دو بار قصاص محكوم شد و اين در حالي بود كه حالا وكيل متهم و خودش در حال گرفتن رضايت از اولياي دم بودند.
بالاخره پول هاي ميلياردي بين اولياي  دم و قاتل مبادله شد و قاتل كه نزديك به شش سال از عمر خود را در زندان گذرانده بود بالاخره از مجازات قصاص در اين پرونده رهايي پيدا كرد و اگرچه با مبلغي گزاف او توانست عمر دوباره خود را به دست بياورد و در انتها اين موضوع براي اعمال ماده 612 بار ديگر در شعبه يكم دادگاه كيفري يك استان كردستان مورد بررسي قرار گرفت و در انتها قضات براي صدور راي شايسته وارد شور شدند.


ارسال دیدگاه

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
reload, if the code cannot be seen